تبلیغات
کهنه دلان

کهنه دلان
یا رب با هستیمان هستی ها را زیبا گردان نقش مهر وفا بر جانمان دریا گردان
قالب وبلاگ
نویسندگان

تنها نجات یافته كشتی، اكنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.

او هر روز را به امید كشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.

سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها كلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید.

اما هنگامی كه در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود،

از دور دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.

بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشك اش زد. فریاد زد:

« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.

كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.

نجات دهندگان می گفتند:

“خدا خواست كه ما دیشب آن آتشی را كه روشن كرده بودی ببینیم



طبقه بندی: داستان های کوتاه، 
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 04:09 ب.ظ ] [ حامد کرمی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


به امید روزی که همه ی جهان برادر شوند برادر نه به لفظ هم پیکر شوند
باسلام
باعث خرسندیمه که میزبان عزیزانی مثل شما دوستان گل هستم دوستان عزیز تو وبلاگ سعی شده از هر جور مطلبی آورده شه که به دل همه بشینه متاسفانه وقت نیست تند تند آپ کنم که به بزرگواری خودتون ببخشید
اینجا جا داره بگم سعی کنیم گذشته رو فراموش کنیم هرچند سخته ولی گذشته برنمیگرده پس بیاین حال و آیندمونو بسازیم همیشه اینطور نیست که چیزای که از دست رفتن نشونه بی لیاقتی ما بوده باشن واقعا بعضی مواقع اون چیزا لیاقت مارو نداشتن پس قدر خودتونو و تک تک لحظات زندگیتونو بدونین و سعی کنید خودتون باشید نه آینه دیگران چون شما همین یبارو فرصت زندگی دارید پس بخاطر خودتونم که شده خودتون باشید.
یا حق

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




استخاره آنلاین با قرآن کریم